اسلام و مسلمانان باایران چه کردند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اصل شبهه

صرفا جهت راهنمایی و اینکه معلومات شما زیاد شود بخوانید پشیمان نمیشوی

اسلام و مسلمانان با ایران چه کردند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در سال ۶۳۶ میلادی مسلمانان به ایران حمله کردند.


بسیاری از ما از جنایت مسلمانان کم و بیش شنیده ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند. اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اسلام شتافتند . در آن دوران وحشتناک، نپذیرفتن اسلام به معنی از دست رفتن جان و مال و ناموس بود

 

اسناد جنایات مسلمانان در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند. مسلمانان شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می‌کشتند تا جوی خون برانند.

 

ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت‌ها؛ چندان نصیب اعراب گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می‌نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بی‌شمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند. شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی ‌به فروش رسیدند؛ با زنان دربند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته‌ی بسیار بر جای نهادند.

 

پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر‌ها و ولایات ایران؛ اعراب با مقاومت‌های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:

 

در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد (سردار عرب) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزارهزار (یک میلیون) درهم به امیر دهند با هزار غلام بچه و کنیز. (کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاریخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

 

در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره (سردار عرب) در این جنگ چشمش را از دست داد. مردم جنگیدند و پایمردی کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود.(کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)

 

در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا (سردار عرب) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه 116 -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه 2011)

 

در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد‌ها به «رود خون» معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید «چندان از آنها بکشم که خون‌هاشان را در رودشان روان کنم» و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد «گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می‌آوردند و در رود گردن می‌زدند» مغیره گوید که «بر رود؛ آسیاب‌ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123)

 

در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون عرب به آن حوالی رسیدند؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خودداری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶)

در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه‌ی اسلام به بهانه (دادرسی) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان‌های متعددی جمع کردند سپس مردم را یک‌یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه‌ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می‌بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹)

 

در حمله به سرخس؛ اعراب «همه‌ی مردم شهر را بجز یک صد نفر؛ کشتند. (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)

 

در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما اعراب چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه «آنروز از وقت صبح تا نماز شام می‌کشتند و غارت می‌کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282)

 

در حمله‌ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت؛ نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان «امان» داد و سوگند خورد «یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت» مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: «من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸)

پس از فتح "استخر" (سالهای 28-30 هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مجبور شدند برای بار دوم"استخر" را محاصره کنند. مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم "استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی‌رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته" بودند بیرون از مجهولان .(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه 135-- کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)

رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 215)

مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند. (کتاب تاریخ یعقوبی صفحه 62 -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)

 

جنایات اعراب تنها بهاین شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند.

 

 

در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می‌گوید:

اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند. فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می‌کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می‌خورند. از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

 

ایرانی نیستی اگه دست کم برای ده نفر ارسال نکنی برای آگاهی بخشی و رهایی از جهل و بیخبری

حالا برا این کشته ها باید گریست یا کشته های مسلمانان متجاوز اه ایران و وطنمان؟؟؟؟؟؟

 

پاسخ

 

 

 

 

اول :

ملاک و معیار برای ما مسلمانان سیره پیامبر(ص) و ائمه (ع) است ، هیچ رفتار غلط و غیر انسانی در جنگهایی که با حضور معصومین رخ داده وجود ندارد . بنابراین حتی اگر این قضایا همانگونه که درمتن آمده اتفاق افتاده باشد ، هیچ ارتباطی با اسلام ندارد.

دوم :

طبری در نقل  مطالب تاریخی از راویانی استفاده می‌کند که برخی دروغگو و غیر موثق بوده‌اند، از جمله سیف بن عمر که کتابش «کتاب الفتوح الکبیر و الردّة» است و منبع اصلی طبری برای تاریخ جنگهای رده است.

صحت اخبارسیف بن عمر همیشه مورد تردید حدیث‌شناسان بوده‌است: برخی او را زندیق خوانده‌اند و برخی گفته‌اند که او جعلیات را به راویان معتبر منسوب می‌کرد. مورخان جدید هم این تردیدها را تائید کرده‌اند و تناقضات غیرممکن تاریخ او را با تواریخ ابن اسحاق و واقدی تائید کرده‌اند.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1


بنا بر این آمارصحیح و واقعی از کشتگان در این جنگها در دست نیست.


برای آگاهی بیشتر، مطالعه این منابع مناسب است:
ـ تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، حسین مفتخری و حسین زمانی، ص32 ـ 34.
ـ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، ص 505، مدخل اسلام در ایران.
ـ خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری.

 

سوم:

 ادعای اینکه « اسناد این جنایات در دهها کتاب معتبر آمده» دروغ است و این منابع معتبر نیستند

 

چهارم:

در این متن  به دروغ  شهرهایی را نام برده که به جنگ و غارت و... تسخیر شده و به طبری و دیگر منابع نسبت داده شده است که می توانید مقایسه کنید . مانند:

 

گرگان و طبرستان به صلح فتح شد ( تاریخ الطبری، ج5، ص2117-2118.)بلاذری نیز از قتل و غارت نمیگوید( فتوح البلدان، ص469.)

 

ابن‏قتیبه از مورخان صدر اسلام که وفات او در سال 276 ه.ق بوده نیز می‏نویسد: «طبرستان توسط سعید بن عاص در زمان عثمان به صلح فتح شد   (  ابن قتیبه؛ المعارف، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، 1992. ص 568)

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=42679#_ftn3

 

شوش به جنگ و خوزستان به صلح فتح شد(بامداد اسلام، زرینکوب، ص ۹۵ و   زرینکوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص ۳۳۳)

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%B4%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B1

 

نیشابور به صلح فتح شد

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1

درجنگ الیس خالد نذر کرده بود که اگر در جنگ پیروز شد، تمام اسیران جنگی مسیحیان عرب را که به یاری سپاه ایرانیان رفته بکشد( طبری، جلد چهارم، ص ۱۴۹۱ تا ۱۴۹۵)

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-4

درمتن شبهه  به دروغ گفته شده « همه ایرانیان» همچنین در این منبع آمار و ارقامی ذکر نشده است.

 

سایت ویکی پدیا که حوادث و وقایع  احتمالی را با ذکر « بدون منبع » ثبت می کند به این وقایع اشاره نکرده است.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

 

 

پنجم :

ارتش ساسانی، قبل ازجنگ قادسیه، به مردم ایران نیز رحم نکرد و اموال و نوامیس مردم را مورد تعرض و هتاکی قرار داد، 

محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک (مشهور به تاریخ طبری)، ترجمه ابو القاسم پاینده‏، انتشارات اساطیر، تهران‏ ۱۳۷۵، ج‏ ۵، ص ۱۶۷۷

 ابن‌ اثیر جزرى‏، الکامل فی التاریخ، ناشر: دار الصادر، بیروت‏ ۱۹۶۵، ج ‏۲، ص ۴۵۹-۴۶۰ ؛ ابن اثیر جزرى، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمه: عباس خلیلى و ابو القاسم حالت‏، ناشر: مؤسسه مطبوعات علمى،‏ تهران‏ ۱۳۷۱، ج ‏۸، ص ۲۲۹-۲۲۸

 تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبد المحمد آیتى، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، تهران ۱۳۶۳، ج ،۱ ص ۵۱۲ ؛ دیوان المبتدأ و الخبر (تاریخ ابن خلدون)، الناشر: دار الفکر، بیروت ۱۹۸۸، ج ۲، ص ۵۲۸

جهت اطلاع از نقش «رستم فرخزاد» در به‌هم‌ریختگی اوضاع سیاسی-اجتماعی ایران، همزمان با حمله‌ی اعراب، به سایت زیر رجوع کنید:        http://www.adyannet.com/news/11206

 

ششم :

کتاب دوقرن سکوت از زرین کوب در سال 1330 براساس دیدگاه باستان گرایی و برتری ایران قبل از اسلام و در فضای غربزدگی ، هجمه به اسلام  تقدیس ایران باستان در عصر پهلوی نوشته شده و نویسنده به اشتباهات خود اعتراف و در صد جبران برآمده است.

http://porseman.org/q/show.aspx?id=99458

 

هفتم :

اینکه ایرانیان 3 قرن طول کشید تا اسلام را پذیرفتند  و با علاقه به تبلیغ و انتشار آن پرداختند  نشان می دهد:

اولاٌ : اسلام به زور به آنها تحمیل نشده

ثانیاٌ : حتماٌ اسلام منطق قوی و انسان دوستانه ای داشته که  موجب گرایش ایرانیان شده است.

ثالثاٌ : آن رفتار جنایت آمیز کینه و نفرت فراموش نشدنی می آفریند . چگونه ممکنست ایرانی این همه بی غیرت باشد که چنین رفتاری را دیده ولی با آغوش باز    مسلمان شده .

رابعاٌ : نظر مورخان در این مورد بسیار قابل تامل و در جهت اثبات ادعای ماست. مانند:

زرین کوب درکارنامه اسلام می نویسد: « فتح اسلامی با جنگ حاصل شد اما نشر اسلام در بین مردم کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود ...... اسلام آزادی و آسایش آنها را تا حد ممکن تأمین می‌کرد و به ندرت ممکن بود بدون نقض عهدی مورد تعقیب باشند. ( ص 1 تا 6)

سید حسن نصر : بوجود آمدن تعداد زیاد محققان ایرانی بزرگ مسلمان نشان از تحول درونی، و نه زور و فشار اجتماعی است، زیرا با فشار نمی‌توان مشارکت خلاقانه و برجسته را انتظار داشت.

آمورتی : « ...اینکه اعراب دین خود را بر ایرانیان تحمیل نکردند و به آنها آزادی عمل دادند ویژگی دموکراتیکی است...»

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86

هشتم

از نظر این مدعیان، در طول این چهارده قرن، آنچه در تاریخ این ملت رخ داده بی لیاقتی، نفاق و دو رویی، ترس، بی اصالتی، پستی و نامردمی بوده است. چیزی که وجود نداشته تشخیص، انتخاب، ایمان و حقیقت خواهی بوده است. این نابخردان بزرگ ترین اهانت ها را به ملت ایران می کنند.

اما همه ی اینها تهمت به ایران و ایرانی است. ایرانی آنچه کرده به تشخیص و انتخاب خود بوده؛ لایق بوده نه بی لیاقت؛ راست و صریح بوده نه منافق و دروغگو؛ شجاع و دلیر بوده نه ترسو؛ حقیقت خواه و اصیل بوده نه بی ریشه.

(رجوع کنید به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران»، شهید مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، ۱۳۷۰، ص۱۴۰ ـ ۱۴۲)

 

   + نجمه نوری - ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٠