رونق اقتصادی مالزی ، آزادی مذاهب و.....در مقایسه با جمهوری اسلامی

اصل شبهه

 

رمضان مالزیائی های مسلمان با جشن میآید و به روزه داری می گذرد و با عید فطر و نماز و آتش بازی شبانه به خیر و سلامت به پایان میرسد. نه کسی را به جرم روزه خواری می گیرند و نه دریا نا امن می شود و شنا حرام. نه رستوران ها بسته هستند و نه آن طور که در ایران ما رسم است، قیمت مواد غذائی  روزه خواران و دیگر مایحتاج عمومی مردم بالا میرود و نایاب می شود. مسلمانان شهر را چراغانی می کنند، در این یک ماهه سعی می کنند تا قدری از سود بکاهند. از رخت و لباس تا تره بار و گوشت و میوه کمی ارزان شود تا لااقل این برکت معنوی قدری به مادیات نیز برسد.

 شهرداری کوالامپور بنابر سنت هر ساله اجازه می دهد تا دست فروشان خیمه برپا کنند و چند خیابان را قُرق کنند و هر چه می خواهند بی مالیات و اجاره مغازه بیاورند و بفروشند. حتی شرکت کوکا کولا  بطری ها را در بسته بندی جدید و با تبریک "رمضان الکریم" عرضه می کند و چند سِنتی ارزانتر.


 فانوسهای جشن رمضان در مراکز خرید روشن می باشد و ساعات غروب، ترافیکِ افطار. مالائی های مسلمان نیم ساعتی قبل از افطار در رستوران می نشینند و منتظر رفتن آفتاب، غروب و اذان که می شود دستها به دعا بالا می روند و بعد چای و خرما و گشودن روزه. همان وقت ها و هنوز افطار نشده، میز کنار دست، دیگرانی هم  نشسته اند، چه مسلمانان ایرانی و چه مالائی های چینی و هندی که سفارش می دهند و می خورند و می آشامند و روزه داران منتظر وقت اذان. با این حال، نگاه ها سنگین نمی شود و اسلام به خطر نمی افتد.

پنجاه سال از استقلال مالزی می گذرد و از دهه هشتاد میلادی کشور تک محصولی که تنها کا ئوچو تولید می کرد، پای در توسعه گذاشت و با دست توانای "دکترماهاتیر محمد" زنگِ فقر رفت و رنگِ ثروت و آرامش آمد و حالا صادرات مالزی از واردات بیشتر و این همه رونق اقتصادی و آسمان خراش و جهانگرد ثمره اش توسعه و پیشرفت همچنان ادامه دارد و دیگران که آمدند عمارت نویی ساختند و قبلی ها را ویران نکردند.

 در همین روزهای رمضانی می شود تبلیغات شهری را دید که هم اشاره ای به جشن مسلمانان دارد و هم روز استقلال مالزی که مصادف شده با عید فطر، تصاویری از همه نخست وزیران پیشین و کارهائی که کرده اند.

 مانند ما نیستند که از رؤسای جمهور پیشین یکی رسما ضد انقلاب خوانده شود یکی دیگر رأس فتنه و یک نخست وزیر هم زندانی و در حصر و دیگری ممنوع التصویر و بیان است. دوران قبل از انقلاب که هیچ، همه چیز طاغوت بود و سیاهی.

بازگردیم به جنگل های بارانی. اسلام چهارصد سال پیش به مالزی رسید و دینِ از آب گذشته خاورمیانه که به لبخند و انصافِ تجار مسلمان تبلیغ می شد، آن کدورت و جنگ و خونریزی را هم به آب شسته بود. در تاریخ مالزی با اینکه هِندُوان قبل از اسلام آوردن پیشتر از مالائی ها اینجا بوده اند، جنگ بزرگ و کُشتار کِشداری گزارش نشده است. از همین است که امروز ادیان بودا و هندو و مسیحیت کنار اسلام و در این چهار دیواری سبز  آرام نشسته اند. تصورش هم برای ما سخت است که اذان صبح بشنویم و بعد زنگ معبد  هِندُوان را، نماز صبح مالائی ها خیلی وقت ها به عطر عودِ معبد معطر است.

در کوالالامپور مسلمان نشین، معابد هم دوش مساجدند و مجسمه خدایان هندی ها و بودای چینی ها چشم در چشم مناره ها وصلیب کلیسا دارند، نه به جنگ که صلح. بهتر است به یاد نیاوریم که سلطان محمود اگر اینجا بود چه می کرد و چه می شد، بهتر است این را هم به یاد نیاوریم که در ایران هنوز مجالِ مسجدی برای اهل سنت در تهران نیست.

این اکثریت نبودن مسلمانان در جنگل های بارانی، گویا نعمتی بوده است. چهل درصد از جمعیت  بیست میلیونی مالزی غیر مسلمانها هستند و حاصل اینکه تقویم مالزی از جشنی به جشنی می رود. دولت مالزی تمامی جشن ها و مراسم هندوان و بودایی ها و مسیحیان را به رسیمت شناخته است.

گفت اینکه آزادی مذاهب که رسما تبلیغ هم محسوب می شود، آن طور که علمای حوزه می گویند اسلام را بر باد نداده و مسلمانی محکم و استوار در میان مالائی ها ریشه دار است.

  زنان و دختران مالائی مسلمان، حجاب دارند و بد حجابی ندارند. چه لزومی هست، وقتی می توانند مقنعه را به کناری بگذارند تا فرق سر عقب بکشند. ساتن های رنگارنگ و سرتاسری بر تن بانوان محجبه مالائی، نشانه ای معنی دار است از آزادی و انتخاب. شاید هم دین برای آدمهاست و نه آدمیان برای دین.

 واژه های اسلامی و از دست رفته ما ایرانی ها هنوز میان مسلمانان مالزی انبوهی از معنی دارد. راننده اگر که پول خرد ندارد همان کلمه بر باد رفته ما ایرانی ها را می گوید: حلال؟ یعنی باقی اش حلال است.

 

 پاسخ

اول : این مقایسه اساساً غلط است زیرا ایران به دلیل برخورداری از منابع و ذخائر انرژی ، موقعیت استراتژیک ، پتانسیل های بالقوه و... هیچ مشابهتی با مالزی و یا دیگر کشورهای خاورمیانه ندارد بخصوص اینکه :

1 – ایران در کانون مهمترین بخش منطقه خاورمیانه یعنی بیضی انرژی جهان ( حدفاصل دریای خزر و خلیج فاس ) جایی که 70 درصد نفت  و 40 درصد گاز جهان دارد ، واقع شده است . رقابت های نظامی و سیاسی قدرتها برای تسلط بر محورهای مواصلاتی این دو کانون ، پایه و اساس تحولات نظام بین المللی است

 2 – ایران جامع امتیازات برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ است به دلیل : داشتن ذخائر انرژی( برخلاف ترکیه) ، دسترسی به ابهای آزاد (برخلاف عراق)، برخورداری از جمعیت کیفی ( برخلاف عربستان ) ، برخورداری از بیشترین مرزآبی با خلیج فارس (1800کیلومتر) و قرارگرفتن در مسیر تنگه هرمز ، همچنین عمیق ترین بخش تنگه هرمز ( 30 تا 70 کیلومتر) که قابل کشتیرانی است در محدوده آبهای ایران قرار دارد .

 3  - بعد از انقلاب اسلامی استکبار جهانی هجمه های خود را از طریق نظامی ( منافقین داخلی ، جنگ با عراق ) ، اقتصادی ( تحریمها) ، سیاسی ( افتراها، تهمت ها و...) ، فرهنگی ( جنگ نرم ، نفوذ ، ....) شدت داد . بنابراین در این 38 سال هیچگاه ملت ما را به حال خود رها نکردند

 

دوم : در طول تاریخ کشورهای استعمارگر به ایران مانند یک لقمه چرب نگاه می کردند . ملت ما نه تنها اشغالگری پرتغال ، روس ، انگلیس و... را تجربه کرده بلکه شاهد تجزیه مکرر خاک کشور با قراردادهای استعماری از طریق مداخله قدرتهای بزرگ بوده است .

 

سوم : اگر چه پیشرفت های اقتصادی مالزی به دلیل تکیه بر بانکداری اسلامی ، خدمات صکوک اسلامی و .... بسیار چشمگیر است و موجب شده مالزی به عنوان یک الگو بین کشورهای اسلامی مطرح شود. ولی به نظر می رسد دولت مالزی برای رسیدن به رشد اقتصادی از دیگر ساحتهای جامعه غفلت کرده و جامعه ی مالزی با مفاسدی بزرگ تهدید می شود از جمله :

1 – تبدیل شدن به بزرگترین ، ارزان ترین و اولین مقصد مرکز فحشا در جهان

2 – رشد پدیده طلاق از 62 تا 197 بین سالهای 2000 تا 2005  که بیشترین آمار مربوط به جامعه مسلمانان بوده است

 3 – تنها قمار خانه کشورهای مسلمان در مالزی است

 

پنجم : مالزی یک جامعه چند نژادی و چند فرهنگی است ( 60 درصد مالایی بقیه چینی و هندی ) و از این جمعیت 60 درصد مسلمان ،لذا دولت نمی تواند محدودیت مذهبی برای آنها ایجاد کند ولی وجود خشونتهای مذهبی  ،و محدویت برای شیعیان ( تبعید ، تکفیر ) را هم نباید نادیده گرفت

 

ششم : در ایران اقلیت های مذهبی در برپایی مراسم و آداب و رسوم خود آزادند و همگی در مجلس شورای اسلامی نماینده دارند . همچنین اهل سنت در ایران، بیش از ١۵ هزار مسجد دارند و در حال حاضر در تهران، ٩ مسجد اهل سنت وجود دارد

ماموستا عزیز بابایی امام جمعه اهل سنت مسجد صادقیه تهران گفته است که تنها در تهران بیش از 100 باب مساجد اهل سنت فعالیت می کنند.

 

   + نجمه نوری - ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٦