شهید محمدعلی شاکردرگاه

 بهارسال  1341 پا به دنیا گذاشت ...

18 ساله بود که جنگ شد...

2 ماه از جنگ گذشت ...

اسلحه برداشت و رفت ...

 

 گفتن تو که سربازی نرفتی ...

جواب داد : ندای « هل من ناصر ینصرنی امام حسین روز عاشورا برای کی بود؟ مگه نمی دونست دیگه یاری براش نمونده ؟ امروز امام خمینی همان امام حسین است ، باید برم»

می گفت : « عراقی ها به ناموس ما در خوزستان حمله کردند ، باید برم»

می گفت : « باید برم.............»

29 دیماه 1359 در منطقه سوسنگرد به شهادت رسید

او رفت ولی منطق و تفکر و راهش ادامه دارد....

امروز غیرتش را در چشم جوانان مدافع حرم می بینم که برای امنیت ناموس ایران زمین به خارج از مرزهای ایران می روند

حتماً اینها هم می گن « باید برم ..........»

 

 چه کرده ای که سرت را شبیه شاه شهید

بریده دشمن تو تشنه لب؛ دو چشمت باز

گمان کنم تو را زنده زنده می کشتند

گمان کنم که تو را کشته اند وقت نماز

شنیده ام که تو را دشمنت اسیرت کرد

ولی نرفته ای اصلا دمی به روی جهاز

سری که میل پریدن نداشت ممکن نیست

سبب شود که در این آسمان کند پرواز

الا مسافر خسته خدا به همراهت

که قطره قطرهء خون تو هست دیرباز

   + نجمه نوری - ٧:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٧/۳