چرا یه مذهبی نمی تونه به اعتقاداتش شک کنه؟

فرد مذهبی نمی تونه به باورهاش شک کنه ، پس اگر خطایی هم داشته باشه چون نمی تونه بپدیره ، پس همیشه در خطا زندگی می کند. این اساس شبهه ی زیر است که به نقد آن می پردازیم :

اصل شبهه

از برتراند راسل* میپرسن: "چرا یه مذهبی میترسه نسبت به اعتقاداتش شک کنه؟" برتراند راسل جواب میده: "چون همیشه با خودش فکر میکنه چجوری میتونم به تاولهای کف پام بگم تموم مسیری رو که اومدم اشتباه بوده؟"


ین یه مصیبت بزرگه که اکثر آدما گرفتارش میشن. نه فقط توی حوزه دین و مذهب. توی همه اعتقادات، باورها، دوست داشتنها و نفرتها.

وقتی آدما برای یه چیزی هزینه میدن، وقتی کلی از وقت و انرژیشون رو میذارن روی یه چیزی، دیگه حتی به ذهنشون هم نمیرسه که ممکنه چیزی که این همه از وقت و انرژی و پول و عمرشون رو گرفته، اشتباه باشه.

مثل سربازی که پاهاش رو توی جنگ از دست میده. هیچ وقت نمیتونه به این مسئله فکر کنه که اصلن شروع اون جنگ شاید اشتباه بوده. چون تموم هویت و وجودش رو از اون جنگ میگیره و اگه بخواد به درستی یا غلطی اون جنگ فکر کنه، تبدیل میشه به یه موجود بی هویت. به یه موجود بی گذشته. به هیچ تبدیل میشه. چون برای جنگ هزینه داده.

مثل زن یا مردی که برای شریک زندگیش کلی هزینه کرده و الآن دیگه نمیتونه به این فکر کنه که شریک زندگیش، واقعن اونی نیست که فکرشو میکرده.

مثل کسی که چند ترمه داره یه رشته ای رو توی دانشگاه میخونه و کلی وقت و هزینه صرف کرده و میبینه انتخاب این رشته نتونسته رضایت براش به همراه بیاره؛ ولی جرئت ترک اون رشته و شروع یه رشته دیگه رو نداره.

مثل کسی که بعد از یه عمر زندگی، میفهمه این سبک زندگی مناسبش نیست، ولی جرئت تغییرشو نداره. چرا؟

چون براش هزینه داده.

خوبه اگه آدما میتونستن هویت خودشون رو از اتفاقات روزگار و عقایدشون تفکیک کنن که اگه یه وقت فهمیدن اون عقاید اشتباه بوده، بی هویت نشن.

خوبه اگه آدما هر جا که به عقیده ها، باورها، دوست داشتنها و تنفرهاشون شک کردن همونجا ترمز میکردن، بیخیال تاولهای کف پاشون میشدن و میگفتن جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته. ..... .... ... .. .

 

پاسخ

توضیح مطلب:

1- بی شک مذهب مد نظر برتراندراسل مذهب مسیحیت بوده و تعمیم آن به اسلام غلط است زیرا بین اسلام و مسیحیت تفاوت عمده و اساسی در خصوص تحقیق در مبحث اعتقادی وجود دارد. در اسلام ایمان مبتنی بر معرفت است ولی در مسیحیت معرفت مبتنی بر ایمان است. زیرا مبانی اعتقادی مسیحیت ( تثلیث) با ادراکات و قوانین عقلی قابل توجیه نیست لذا به مسیحیان توصیه می شود ابتدا این اعتقاد به تثلیث را بپذیرید و به آن ایمان بیاورید تا نسبت به آن معرفت پیدا کنید.اما دراسلام قضیه بر عکس است یعنی اگر معرفتی نباشد ایمانی شکل نمی گیرد لذا اگر کسی اصول دین را نشناخته وبه آن معرفت نداشته باشد ایمانی هم در او ایجاد نمی شود . هر تحقیقی نیاز به مقدمه ای به نام«شک» دارد. بنابراین مسلمان با شک در اعتقادات خود به یقین می رسد.

2- ذهن ذاتا کانون ظن و شک است و دل منبع یقین .از این رو وقتی ایمان در قلب کسی به ظهور رسید دیگر شک در آن راه پیدا نمی کند نه اینکه می ترسد شک کند. مانند کسیکه یقین دارد تماس با سیم برق خطر کشته شدن دارد این مرحله از یقین جایی برای شک ندارد.

3- آیات زیادی در قرآن مذمت در تقلید کورکورانه و به عبارتی دیگر توصیه به تحقیق می کنند مانند:

ولتنظر نفس ما قدّمت لغد ٍ ( حشر ۱۸)  وقفوهم انّهم مسئولون (صافات ۲۴) گویای این حقیقت است که انسان نمی تواند بدون توجه به اثرات رفتارها، هر کاری را انجام دهد ، او با داشتن نعمت گوش، چشم، حس حقیقت جویی ، زیبا دوستی و عقل مسئول رفتارهای فردی و اجتماعی است و اجازه ندارد بدون دلیل تابع دیگران گردد ولاتقف مالیس لک به علم انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا(اسرا ۳۶) انسان باید با به کارگیری این نعمت ها و انتخاب بهترین شیوه ی زندگی شاکر این نعمت ها باشد ولی اکتفا به ظواهر دنیا و تقلیدهای کورکورانه باعث شده که درصد پایینی از مردم این نعمت ها را به درستی شناخته و از آن ها استفاده نمایند قلیلاً ما تشکرون (سجده ۹)

4- مثالی که برای اثبات عقیده خود می زند کاملا غلط است. می گوید سربازی که پاهایش...... چه کسی این استدلال رو قبول می کند . بسیاری از سربازان امریکایی که از جنگ افغانستان برگشتند به فعالان ضد جنگ تبدیل شدند

 

http://www.alef.ir/vdca.anik49na05k14.html?wml

 

سربازان امریکایی بازگشته از جنگ عراق و امریکا که دچار افسردگی و بیماری روحی و روانی شدند این جنگ را خیانت دولت آمریکا تلقی می کنند.

http://www.asriran.com/fa/news/396657/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA

مثالهای دیگر همه قابل مناقشه هستند :

چه بسیارند کسانیکه دردانشگاه رشته انتخابی را رها می کنند و ...

کسانیکه سبک زندگی خود را تغییر می دهند و ....

   + نجمه نوری - ۸:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٥/۱٥