شبهه است یا پریشان گویی؟

اصل شبهه

وجود خدا خیلی از بزرگان

واجب الوجود هست !

و تمام ادیان گفتن خدا وجود داره

و همشون هم گفتن دزدی نکنید

خیانت نکنید

و. . .....


اما مبلغین به نفع خودشون ادیان رو مصادره کردن و کلی چرندیات و خرافات و توجیه برای عمل خلاف آنچه در کتب مقدس امده آوردن !

نمونش در همه ادیان گفته شده دروغ نگویید

در اسلام دروغ مصلحتی !!! اگر بده پس این یعنی چی یا هزاران از این قبیل

و یک دلیل دیگه کسانی که این کتب رو ترجمه کردن سواد نداشتن اگر داشتن هم عارف نبودن و معنی درستی بجا نگذاشتن !

ولی در کل ما همه انسان بودیم تا اینکه ادیان ما رو از هم جدا کردن !

 علتش هم تفرقه بنداز و حکومت کن !

 اگر قرار باشه همه دنیا یا هم یکپارچه و وحدت داشته باشن که نمیتونن حکومت کنن چون تا زور بگن کل دنیا میریزن رو سر حکومت و نابودش میکنن !!!

 

فلسفه وجود ادیان رو متوجه شدید دوستان ؟!

پاسخ

بنظر می رسد شبهه پراکنان کفگیرشان به ته دیگ رسیده چون شبهه هایی در حال انتشار است که بیشتر به پریشان گویی شبیه است. وجه مشترک همه این شبهات مستند نبودن و بی ربط بودن مقدمات برای رسیدن به نتیجه مطلوب است.

دراین متن هیچ مسیر منطقی و سوال علمی دیده نمی شود. مخالفت با اصل دین و مثالهای ضعیف و بی ربط از همان ابتدا مشخص می کند که شخصی کم اطلاع و کینه ورز سعی در اشاعه شبهه علیه دین اسلام داشته است.

می گوید « خدا واجب الوجود است»  ، « دزدی و خیانت نکنید»!!!! حالا از جمع این دو گزاره چه نتیجه ای حاصل می شود؟

« مبلغین به نفع خود ادیان را مصادره کردند» .... برای کسیکه اصل دین را رد میکند چگونه مبلغین را عامل ورود خرافات و چرندیات و... می داند؟

شاهد مثالی که امده اینست:« دروغ اگر بده پس دروغ مصلحتی چیه؟» 

دروغ  امری غیر اخلاقی و از بزرگترین گناهان است و به لحاظ شرعی از محرمات مسلم شریعت است، زیرا کلید تمامی بدی ها و سرمنشأ همه شرها است. امام حسن عسکری در این زمینه در طی روایت فرموده است: تمام خباثت ها در خانه ای قرار دارد و کلید آن خانه، دروغ است (جامع السعادات، ج 2، ص 323).
دروغ آدمی را از جرگه اهل ایمان خارج و در زمره اهل کفر و نفاق وارد می نماید و بازتاب سوء فراوان بر نفس، روح و شخصیت انسان دارد. امام صادق(ع) فرمودند: دروغ همانا باعث خرابی ایمان می شود و قرآن کریم فرموده است: تنها کسانی دروغ می گویند که ایمان ندارند (نحل، آیه 105)
و نیز در آیه دیگری فرموده است: دل های ایشان دچار بیماری نفاق می شود تا روزی که او را ملاقات نمایند، به خاطر خلف وعده با خداوند و به خاطر دروغ گویی (توبه، آیه 78).

 

اما دروغ مصلحتی :

- اصلاح بین مردم؛ امام صادق(ع) فرمود: «انّ اللَّه أحبّ الکذب فى الإصلاح... و أبغض الکذب فى غیر الاصلاح؛ خداوند دروغ گفتن را در مورد اصلاح بین مردم دوست دارد».(میزان الحکمة، عنوان 3466، حدیث 17474.)
2-
دفع شر ظالمان؛ امام صادق(ع) فرمود: «الکذب مذموم الاّ فى امرین: دفع شر الظلمه و اصلاح ذات البین؛ کذب بد است مگر در دو مورد: با دروغ شر ظالمى را از خود یا از دیگران دفع کند، یا با دروغ بین دو نفر اصلاح ایجاد کند».(همان، حدیث 17476)
3-
دروغ در حال ضرورت: انسان به خاطر ضرر مالی وجانی سنگین می تواند دروغ بگوید. یعنی ضرر مالی باید به گونه ای باشد که تحمل آن دشوار باشد. اما ضررهای ناچیز موجب جواز دروغ نمی شود.

پس  دروغ مصلحتی و دروغ منفعتی نیست وشرایط خودش را دارد.

« کسانیکه این کتب را ترجمه کردند سواد نداشتن اگر...» 

-          کدام بخش از کدام متن غلط ترجمه شده؟

-          به چه دلیلی می گویید غلط ترجمه شده؟

-          شما که ترجمه صحیح را می دانید درستش را بگویید.

-           

« در کل ما انسان بودیم که ادیان ما را ازهم جدا کرد»

-          حالا که دین شما را از هم جدا کرد دیگر انسان نیستید؟

-          ادیان چگونه شما را از هم جدا کرد؟

انسان همیشه دیندار بوده و هروقت از دینش جدا شده یعنی از انسانیت خود جدا شده.

تفرقه هم در اثر بی دینی بوجود می آید زیرا دین همه را حول یک محور جمع می کند انسانهای دیندار تابع خواسته ها و خواهش های نفس نیستند و همه یک خواسته دارند آن هم رضای الهی ( وحدت) اما وقتی خدا حذف می شود انسان محور سود و زیان قرار می گیرد ( اومانیسم) هرکس خواسته ای غیر از خواسته دیگران دارد لذا تشتت آراء بوجود می آید هرکس برای رسیدن هدف خودش تلاش می کند زیرا خواسته های نفسانی انسانها متفاوت است

 

 

   + نجمه نوری - ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٥/۱٥