آیا چادر سیاه همان چادر اصیل ایرانی است؟

اصل شبهه

برخلاف ادعاها به هیچ وجه چادر سیاه ریشه ی ایرانی ندارد زیرا در ایران باستان اکثریت مردم زرتشتی بودند و در دین زرتشت رنگ سیاه نماد اهریمن و شیطان است و زرتشتیان به حدی از سیاهی و تاریکی بیزار هستند که حتی در مراسم عزا و سوگواری نیز لباس سپید بر تن میکنند. در جشن دینی (سده) هم لباس زنان و مردان یک دست سپید است. در دین زرشتی، بدی(شر) در مقابل خوبی (خیر) قرار میگیرد. نماد بدی سیاهی و تاریکی است و نماد خوبی سپیدی و روشنایی است و اینکه زرتشتیان به سمت نور و روشنایی نماز میخوانند. حتی آتش هم چون نمادی از نور و دشمن سیاهی و تاریکی است در دین زرتشت، مقدس است.

همچنین در دین اسلام، هیچ جای قرآن سفارش به پوشیدن چادر سیاه و کلا پوشش سیاه نشده است بلکه برعکس پوشش سیاه همواره مکروه و نفی شده است. حتی در هنگام حج، لباس احرام سپید است و پوشیدن لباس سیاه هنگام زیارت خانه ی خدا مکروه میباشد. حتی در هنگام مرگ هم از کفن سیاه و تاریک استفاده نمیکنند! چادر سیاه هیچ ارتباطی با دین ندارد.

 

پس چادر سیاه از کجا آمده است؟

حتما از دوران سیاه اعراب و رسم زنده بگور کردن دختران در بعضی قبایل عرب خبر دارید

و حتما بارها از خودتان پرسیده اید که چطور نسل این اعراب منقرض نشد در حالی که دخترانشان را زنده بگور میکردند !؟

جواب این پرسش روشن است، چون همه ی دختران این قبایل زنده بگور نمی شدند و تعدادی زنده می ماندند

اما اعراب عربستان با آن همه تعصب کور چگونه ننگ داشتن دختر را تحمل میکردند؟

تنها راه برای پوشاندن این ننگ و شرم، پنهان کردن دختران در سیاهی و تاریکی بود.

و چادر مشکی وسیله ای بود که سیاهی و تاریکی گور را برای دخترانی که زنده مانده بودند تداعی میکرد.

زنان عرب باید در گرمای طاقت فرسای عربستان، غرق در تاریکی چادر سیاه از دیده ها پنهان میشدند تا اعراب ننگ داشتن دختر را در این پوشش های تاریک مخفی کنند.

 این در حالی بود که لباس باستانی زنان ایرانی، باوقار و در عین حال پر از رنگ و زیبایی بود. حتی چادر ایرانیان (شونل ) بسیار پرنقش و رنگین بود و هیچگاه بسته نبود و اغلب یا روی شانه یا پشت سرشان آویزان میکردند، زیرا چادر ایرانی جهت زیبایی استفاده میشد نه برای پوشاندن مو و اندام زن و پنهان کردنش.

 برخلاف زنان عرب که مجبور به پوشیدن لباس های سیاه و تاریک بودند تا دیده نشوند، لباس زنان ایران باستان، جشنواره ای از رنگ و زندگی بود. هنوز میتوان زیبایی و رنگهای متنوع این لباس ها را در پوشش محلی زنان مناطق مختلف ایران مشاهده کرد، بخصوص لباس سنتی زنان عشایر ایرانی.

کسی در ایران باستان از داشتن دختر ننگ نداشت تا مجبور شود

یا او را در گور تاریک ، زنده دفن کند

یا او را در چادر سیاه ، زنده محو کند

تهاجم فرهنگی یعنی زنان ایرانی، چادر سیاه که پوشش سنتی زنان عرب و نشانه ی شرم از زن بودن است را بپوشند و عده ای نیز با فلسفه بافی و شعارسازی این جهالت موروثی اعراب را به غیرت و حیاء و عفت بچسپانند تا هر کس ایرانی و انسانی اندیشید، بی غیرت و بی حیاء خطاب شود!

چادر سیاه همان نماد تحجر اعراب است

چادر سیاه تاج بندگی از دوران سیاه اعراب است

چادر سیاه

نماد و تجسم زنده بگور کردن دختران عرب است

 بخاطر نادانی و جهالت مان و به اسم دین و خدا، رنگ را بر زندگی مادران و همسران مان حرام نکنیم

ایرانی باشیم نه فقط در گفتار

بلکه در کردار

دکتر زرین‌کوب

 

پاسخ

 

اول: در انتساب این متن به دکتر زرین کوب منبعی یافت نشد.

 

دوم : دکتر زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت (دهه 30 )بر دستاورد تمدن اسلامي در قرون نخست مي تازد و ورود اعراب مسلمان را منشا نگون بختي ايرانيان مي نامد اما در مقدمه چاپ دوم این کتاب با اعترافی دلیرانه، اشتباهات خود را می پذیرد و می گوید : نمی‌دانم از خامی یا تعصب، نتوانسته‌ بودم به عیب و گناه و شکست ایران به درست اعتراف کنم. در آن روزگاران، چنان روح من از شور و حماسه لبریز بود که هر چه پاک و حق و مینوی بود از آن ایران می‌دانستم و...» ایشان سپس با تالیف «کارنامه اسلام » ( دهه 50) به تمدن اسلامی مي بالد و اين تلاقي را موجب باروري و شکوفايي دو تمدن مي داند.

 

سوم: برخلاف ادعای متن، زنان نه تنها در جاهلیت، چادر آن هم سیاه نمی پوشیدند که به تبرّج و خودنمایی معروف بودند.

1 - قرآن، از زنان مسلمان میخواهد همچون زنان عصر جاهلی، تبرّج نکنند و زیبایی های بدن خویش را آشکار ننمایند (احزاب – 33) از این رو به زنان مومن دستور داده شد با «جلباب» (روسری های بلند) خود را بپوشانند. (احزاب – 59)

2 - ام سلمه می گوید: من برتر از زنان انصار ندیدم؛ همین که آیات سوره‌ نور نازل شد، یک نفر از آنها دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید. سر خود را با روسری‌های مشکی می‌پوشیدند، گویی که کلاغ روی سرشان نشسته بود. (تفسیرالمیزان، ج16، ص 539)  

3 – جاحظ می گوید : همواره زنان و مردان عرب در جاهلیت و اسلام گفت و شنود داشته اند، تا اینکه حکم حجاب بر زنان مسلمان نازل شد» جاحظ، عمربن بحر، الرسائل الکلامیه، ص 66)

 

چهارم : اتفاقا چادر پوشش و تن پوش اصیل زنان ایرانی قبل از اسلام است و از هیچ فرهنگ دیگری به ایران نیامده. حتی واژه چادر نیز واژه ای فارسی و ایرانی است. چادر نماد ملی ایرانیان است که شواهد و آثار باستانی حکایت از استفاده از آن در طول تاریخ ایران دارد. زنان اشراف علاوه بر چادر، نقاب میزدند و نمایش چهره را کسر شأن خود میدانستند.  .

 

پنجم : اما انتخاب رنگ چادر ذوقی، عرفی، سلیقه ای و تابع عوامل و شرایط مختلف تاریخی بوده است. چنانکه رنگ کت یا لباس مجلسی نیز تابع عرف و سلیقه است. مثلا در دوره صفوی، رنگهای صامت مثل نخودی یا خاکی، آبی و ماشی رنگهای رایج چادر بوده و مشکی رنگ کمیابی بوده است. انتخاب رنگ مشکی برای چادر رسمی، طبق یک نقل مربوط به دوره عثمانی است که ابتدا در این امپراتوری و سپس در تبریز و بعد کل مناطق ایران باب میشود. چنانکه پیش از انقلاب نیز رنگهای مختلفی برای چادر وجود داشت و چادر مشکی بعنوان لباس رسمی تر و مجلسی مطرح بود. پس از انقلاب با حضور اجتماعی بیشتر زنان، بتدریج چادر مشکی رایجتر گردید و حتی به یک نماد سیاسی تبدیل شد. یک عکاس خارجی شاهد تظاهرات مردم در جریان انقلاب اسلامی مینویسد:" زنان ایرانی با چادر مشکی مانند دریایی بودند که رژیم شاه را بلعیدند! " از اینجا به بعد چادر مشکی بیشتر از آنکه یک پوشش باشد به نحو بارزتری نشانه ایدئولوژی و خط فکری به خود گرقت.

/ 0 نظر / 417 بازدید