امام حسین یک مرد آزاد یا یک راهزنِ دزد؟

اصل شبهه

🔹اسلامگرایان شیعه آنقدر در مورد ائمه شان غلو میکنند و اینقدر با دروغ و خرافات بافی آنها را پاك و مبرا از گناه و لغزش معرفی میکنند که انسان وجود آنها را به کودکان پاك تشبیه میکند.

اما وقتی تاریخ را میخوانیم و به سرگذشت و زندگی این قوم نگاهی می اندازیم متوجه میشویم که چقدر در این مورد بزرگنمایی و خرافه گویی شده و تمامی آن داستانها زاییده ذهن یک مشت آخوند و روحانی بوده که از وراي این داستانها بیش از پیش مردم را در جهل و خرافه غرق کنند.

🔸در مورد امام سوم شیعیان داستانها زیاد شنیده اید, از آزاد مردي و شجاعت او تا اخلاق مداري و مظلومیت او, ولی خواندن تاریخ در مورد ایشان مواردي را اثبات میکند که بسیار جالب و خواندنی است.

در روایتی که در یکی از معتبرترین کتب تاریخ مسلمانان یعنی تاریخ طبري آورده شده نشان میدهد حسین بن علی, امام سوم شیعیان شخصیت چندان اخلاق مداري نبوده و طبق سنت جد و پدرش اهل دزدي و راهزنی بوده است.


🔹عقبه بن سمعان گوید: وقتی حسین از مکه درآمد فرستادگان عمرو بن سعید بن عاص به سالاری یحیی بن سعید راه او را گرفتند و گفتند: باز گرد، کجا میروي؟!... والخ

آنگاه حسین برفت تا به تنعیم رسید و کاروانی آنجا دید که از یمن می آید و بحیر بن ریسان حمیري که از جانب یزید عامل یمن بود براي وي فرستاده بود که پیش یزید میبردند.

حسین کاروان را بگرفت و همراه ببرد (کاروانی که متعلق به وي نبود را صاحب شد), پس از آن به شتر بانان گفت:

شما را مجبور نمیکنم، هر که خواهد با ما به عراق آید کرایه او را میدهیم و مصاحبتش را نیکو میداریم و هر که نخواهد همین جا از ما جدا شود کرایه او را به قدر مسافتی که پیموده میدهیم.

 

✅ منبع: تاریخ الطبري، جلد پنجم، ص ۳۶۵ - ۳۵۶به تحقیق محمد ابراهیم، چاپ دارالمعارف مصر

🔸حسین ابن علی در راه کربلا به کاروانی متعلق به عامل یزید در یمن بر میخورد که اقلامی را برای یزید به دمشق میبرده است. ایشان کاروان را توقیف کرده و اموال آن را صاحب شده و با رأفت اسلامی به شتربانان میفرماید دوست دارید بار را براي من تا عراق بیاورید، دوست ندارید برید.

- خوب در اینجا ذکر نکاتی حائز اهمیت است.

🔹اولاً اینکه این امام معصوم و عاري از گناه! مگر براي امر به معروف نرفته بود؟ خوب چرا سر راه دست به دزدي و راهزنی میزند؟؟

🔸دوما اگر ایشان امام است و علم غیب دارد چرا به دوستانش توضیح نداد که من براي شهید شدن میروم؟؟

🔹اصلاً مگر ایشان براي انجام فریضه الهی نمیرفت, خوب چرا باید اطرافیانش به ایشان اعلام خطر میکردند؟؟

🔸باز هم میبینم که تمامی این داستان دروغی بیش نیست و امام حسین نیز مانند باقی اجدادش یک راهزن و دزد بوده که براي در دست گرفتن خلافت و ریاست به راه افتاد ولی عموزاده هایش از او زرنگتر بودند و سر از تنش جدا کردند.

پاسخ

عمربن سعید از طرف یزید امیرالحاج شد و به بهانه حج از شام به مکه آمد ، دستور داشت امام را دستگیر به نزد یزید بفرستد . امام برای جلوگیری از هتک حرمت مکه ، حج را به عمره تبدیل و از مکه خارج شد. چندبار لشکر فرستاد تا امام را دستگیر کنند ولی موفق نشد.

امام کاروان تجاری یزید را مصادره کرد تا هم عدم مشروعیت حکومت یزید را اعلام کند هم راه برای وابستگان به یزید، ناامن شود. به افراد کاروان هم فرمود: هر کس بخواهد با ما به عراق بیاید، کرایه کاملش را خواهیم داد و با او رفتار خوب خواهیم داشت و هر کس هم بخواهد جدا شود، کرایه‏اش را تا اینجا می‏پردازیم. برخی جدا شدند، بعضی هم همراه امام آمدند. حضرت با این شیوه هم ضربه اقتصادی به حکومت یزید زد و هم از افراد دشمن، جذب نیرو کرد. کدام راهزن با کاروان غارت کرده چنین برخوردی می کند؟

/ 0 نظر / 6 بازدید