ماجرای حسین ، دروغ گویی و بزرگ نمایی اخوند های شیعه


اصل شبهه

 

📌بخش اول

📜 حسین با سودای خلافت راهی کوفه شد، ولی وقتی فهمید که کوفیان او را فریب داده اند سعی کرد از دامیکه گرفتار آن شده فرار کند ولی موفق نشد

«حسین : اى مردم! اگر پرهيزكار باشيد و حق را براى صاحب حق بشناسيد، بيشتر مايه رضاى خداست. ما اهل بيت به كار خلافت شما ،از اين مدعيان ناحق كه با شما رفتار ظالمانه دارند، شايسته تريم. اگر ما را «خوش نداريد و حق ما را نمى شناسيد و رأى شما جز آن است كه در نامه هاتان به من رسيده و فرستادگانتان به نزد من آورده اند، از پيش شما باز مى گردم. حر بن يزيد گفت: «به خدا ما نمى دانيم اين نامه‌ها كه مى گويى چيست؟ » حسين گفت: «اى عقبه پسر سمعان خرجينى را كه نامه هاى آنها در آنست بيار. » گويد: عقبه خرجينى پر از نامه بياورد و پيش روى آنها فرو ريخت. 

حر گفت: «ما جزو اين گروه كه به تو نامه نوشته اند نيستيم. به ما دستور داده اند وقتى به تو رسيديم از تو جدا نشويم تا پيش عبيد اللَّه بن زيادت بريم. » حسين گفت: «مرگ از اين كار به من نزديكتر است. » گويد: «آنگاه حسين به ياران خويش گفت: «برخيزيد و سوار شويد. » پس ياران وى سوار شدند و منتظر ماندند تا زنانشان نيز سوار شدند و به ياران خود گفت: «برويم. » گويد: و چون خواستند بروند، �جماعت(حر) از رفتنشان مانع شدند.�

📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۲۹۹۲

📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر/ ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۵۶

📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۸۷۸ (تاریخ نویس شیعه)

🔹ولى وقتى حسين ميبيند كه راهى ندارد، مجبور ميشود كه از خواسته خود كوتاه بيايد و سه پيشنهاد به عمر بن سعد بدهد تا بتواند از جنگ فرار كند.

 

📜«حسین میگوید ؛ يكى از سه چيز را از من بپذيريد: 1يا به همانجا كه از آن آمده‌ام بازمى گردم، 2يا دست در دست يزيد ابن معاويه مى نهم كه در كار فيما بين، رأى خويش را بگويد. 3 يا مرا به هر يك از- مرزهاى مسلمانان كه مى خواهيد بفرستيد كه يكى از مردم مرز باشم و حقوق و تكاليفى همانند آنها داشته باشم. »

📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۰۸

📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۶۰

📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۸۹۵ (تاریخ نویس شیعه)

 

🔹حسين بن على وقتى كه ديد اين پيشنهاد قبول نشد، روش ديگرى را براى فرار از جنگ در پيش گرفت:

 📜آنگاه حسین ندا داد اى شبث بن ربعى. اى حجار بن ابجر. اى قيس بن اشعث. اى يزيد بن حارث مگر شما بمن نامه ننوشتيد كه من بر شما وارد شوم؟ آنها گفتند ما چنين نكرده ايم. گفت آرى بخدا شما كرديد. بعد گفت اى مردم اگر مرا نخواهيد �بگذاريد منصرف شوم و بيك پناهگاه از اين زمين فراخ بروم.�

📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۷۰

📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۲۵

📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۹۰۳ (تاریخ نویس شیعه)

 

🔹كه اين بار هم درخواست حسين قبول نشد.

 ❓❗️در كتب تاريخى به صراحت بيان شده كه حسين به قصد قيام و به دست گرفتن خلافت به كربلا رفت، حال سوال اينجا است كه شيعيان با توجه به اين همه خواهش و درخواست حسين براى دورى از جنگ چطور ادعاى ميكنن كه حسين ميدانست كه قرار است كشته شود؟ اگر ميدانست اين همه تلاش براى فرار از جنگ و كشته شدن براى چه بوده؟

 

پاسخ

اول : قیام امام حسین (ع) اهدافی داشته که یکی از آنها حکومت و خلافت بوده است . خلافت با درخواست مردم مقبولیت می یابد و امام معصوم (ع) در چنین شرایطی اگر کوتاهی کند ، در پیشگاه الهی مسئول است . چنانکه امیرالمومنین علی (ع) بعد از 25 سال خانه نشینی وقتی مردم از او تقاضای خلافت کردند فرمود : « اگر نبود حضور حاضر و قیام حجت به خاطر وجود یاری کننده .... ریسمان و مهار شتر خلافت را بر کوهان آن می انداختم »(1) امام حسین (ع) هم با دریافت نامه های مردم کوفه حجت را بر خود تمام می بیند .

 

دوم : اگر کوفیان امام را به کوفه دعوت نمی کردند ، باز امام با یزید بیعت نمی کرد و راهی جز شهادت نداشت . بنا بر شواهد زیر 1 - پاسخ امام به فرماندار مدینه و درخواست بیعت با یزید :« همانند من با همانند او هرگز بیعت نمی کند » (2) در اینجا امام (ع) نفرمود من بیعت نمی کنم بلکه تاکید کرد که شخصیتی چون من با شخصیتی چون یزید بیعت نخواهد کرد 2 - در پاسخ به مروان فرمود: « انا لله و انا الیه راجعون » (3 ).3 - همچنین سیدالشهدا به برادرش محمد حنفیه فرمود :« اگر در تمام دنیا هیچ گاه و ماوایی نباشد باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد » (4)

 سوم: امام هدف اصلی قیام را « امر به معروف و نهی از منکر » و « اصلاح دین » معرفی می کند . (5) زیرا سکوت در مقابل حکومت یزید ، یعنی سکوت در مقابل جریان نفاق که با تبلیغات حکومت یزید را حکومت دینی معرفی کرده بودند . تشکیل حکومت هم در راستای اصلاح دین بوده است .

چهارم : امام حسین(ع) نوزدهم ذی الحجه قبل ازرسیدن به عراق ( منزلگاه زرود) خبر بیعت شکنی کوفیان و شهادت هانی و مسلم را دریافت کرد . (6) در حالیکه کاربوان امام دوم محرم وارد کربلا شد . یعنی امام (ع) فرصت کافی داشته از ادامه سفر انصراف دهد . همچنین فرزدق شاعر عرب در پاسخ به امام که اوضاع کوفه را جویا شدند گفت : قلبهایشان با تو و شمشیرهایشان علیه تو هست (7 ) پس قیام امام آگاهانه بوده است .

پنجم : تحریفات در متن

1 –امام درخواست حر را مبنی بر رفتن به کوفه نزد ابن زیاد رد کرد سپس حرّ به امام گفت : « .پس راهى در پیش گیر که تو را نه به کوفه برد و نه به مدینه... « امام به یارانش دستور حرکت داد و همراه با حر به راه افتادند ولی در میان راه امام خطبه ای خواند مبنی بر اینکه سکوت در مقابل ظلم ، پیمان شکنی با خداوند است و...» (8) لذا امام قصد فرار از جنگ را نداشته است . 

 

2 – پیشنهادهای امام به عمرسعد: اولاً طبری این مطلب را به نقل از یکی از سپاهیان عمر سعد (هانی بن ثبیت خضرمی) که از قاتلان شهدای کربلا هست ، بیان شده ثانیاً : در این گزارش هانی بن ثبیت خضرمی نقل کرده که همه از جلسه مذاکره امام و عمر سعد دور شدند به گونه ای که صدایی نمی شنیدند . ثالثاً : عقبه بن سمعان نقل می کند که از لحظه ای که امام از مدینه خارج شده تا لحظه شهادت همه جا با او بوده و کلمه ای نبوده که از امام صادر شده باشد و او نشنیده باشد . عقبه سوگند می خورد که امام این سخنان را نگفته تنها سخن امام « بگذارید در زمین فراخ بروم تا ببینم کار کسان به کجا می کشد » (9)

 

3 – درخواست رفتن و انصراف از جنگ : با توجه به اینکه امام برای انصراف از جنگ فرصت کافی داشته و آگاهانه این رویارویی را پذیرفته ، می توان گفت این بخش از سخنان امام از باب اتمام حجت با کسانی است که دعوت امام به کوفه را انکار کردند .

 

پی نوشت

(1)   نهج البلاغه ، خطبه شقشقیه

(2) مقتل الخوارزمی، ج 1 ص 184 - لهوف، ص 23

(3) لهوف، ص 24

(4) مقتل خوارزمی، 1، ص 188

(5) مقتل خوارزمی، ج 1 ص 188

(6) لهوف،‌سيد بن طاووس، ترجمه عباس عزيزي، ص 89-107 

(7) تاريخ طبري ج 4، ص 290 - الفتوح ج 5، ص 120 و 124 - اخبار الطول، ص 245 - انساب الاشراف ج 3، ص 165

(8) تاریخ طبری ،ج 7 ، ص 2993

(9)تاریخ طبری ، جلد 7 ، منبع ، ص 3008


/ 0 نظر / 4 بازدید